تیم‌های هولولنز و سرفیس، سلاح‌های مخفی مایکروسافت در رقابت هستند

تیم‌های هولولنز و سرفیس، سلاح‌های مخفی مایکروسافت در رقابت هستند

مایکروسافت در ۲ بخش هولولنز و سرفیس به موفقیت‌های قابل توجهی رسیده است و شاید تیم‌های آن بخش‌ها، برگ برنده‌های اصلی در تصاحب بازار باشند.

مایکروسافت از سال‌ها پیش تلاش می‌کند تا استراتژی خود را از تمرکز بر کامپیوترهای شخصی تغییر دهد. در نتیجه‌ی آن تغییرها، ردموندی‌ها اعتبار بالایی در بازار کسب کردند که بخش سخت‌افزارهای حرفه‌ای سرفیس و نوآوری‌های قابل‌توجه واقعیت افزوده و مجازی هولولنز، دلایل اصلی آن بودند.

مفهوم رایانش در سال‌های اخیر از فعالیتی متمرکز بر سیستم‌‌های دسکتاپ، به حالتی تغییر یافته است که تجربه‌های دیجیتال کاربران بسته به موقعیت و نحوه‌ی استفاده‌ی آن‌ها از محتوا، تغییر می‌کند. تغییر تجربه‌های دیجیتالی کاربران می‌تواند به دستگاهی دو در یک یا استفاده از قدرت‌های پردازشی ابری و بهره‌گیری از آن با دستگاه‌های مختلف منجر شود. همچنین، سیستم واقعیت ترکیبی که واقعیت مجازی و افزوده را با هم به کاربر ارائه می‌کند، یکی از نتایج همین تغییرها محسوب می‌شود. پلتفرم ترکیبی می‌تواند رایانش دسکتاپ و موبایل را به‌همراه ابزارهای جدید و جذابی همچون سناریوهای هولوگرافیک، به کاربر عرضه کند.

ظهور فناوری‌هایی همچون گوشی‌های هوشمند، اینترنت موبایل، اکوسیستم اپلیکیشنی، سیستم‌عامل کروم و ابزارهای کاربردی تحت وب گوگل، همگی غول کامپیوترهای شخصی یعنی مایکروسافت را به حالتی دفاعی بردند. به‌علاوه، قابلیت‌های رقیبی همچون اپل در هماهنگی نرم‌افزار و سخت‌افزارهای حرفه‌ای، به‌مرور ضعف‌های مایکروسافت در هماهنگی با سخت‌افزارها را نمایان کرد.

درکنار همه‌ی موارد بالا، از آنجا که مایکروسافت صنعت گوشی‌های هوشمند را از دست داد، فناوری‌های مرتبط با آن همچون دستیارهای دیجیتال، اکوسیستم اپلیکیشنی و بسیاری موارد دیگر نیز از دسترس آن‌ها خارج شد. به‌بیان دیگر، گوشی‌های هوشمند مفهوم رایانش را تغییر دادند و فناوری‌های دیگری که رایانش گذرا (Transient) را می‌سازند نیز درکنار آن‌ها مایکروسافت را از سلطه بر بازار فناوری دور کردند.

سرفیس پرو 6 مایکروسافت / Microsoft Surface Pro 6

مایکروسافت با استفاده از اکوسیستم سرفیس، تلاش کرد تا روند فعالیت خود را تغییر دهد و به‌نوعی، از پایه‌های قوی خود در صنعت کامپیوترهای شخصی، برای ارائه‌ی مفهوم رایانش در شکل‌ها و فرم‌های متنوع استفاده کند. برای تضمین آینده، نوآوری دیگری به‌نام هولولنز استفاده شد. دستگاهی که ترکیبی از رایانش دسکتاپ و موبایل را با محتوای مدرن‌تر و خلاقانه‌تر به کاربر امروزی و حساس دنیای فناوری ارائه می‌کند. فناوری ابری، مانند نخی است که موارد بالا را به هم می‌دوزد. درنتیجه‌ی تمام این موارد، سانده‌ی سرفیس یعنی پانوس پنی و سازنده‌ی هولولنز یعنی الکس کیپمن و همچنین، مدیرعامل و قهرمان ایده‌پردازی خدمات ابری یعنی ساتیا نادلا، سلاح‌های حرفه‌ای و مخفی مایکروسافت برای پیروزی در جنگ بازار فناوری هستند.

پانوس پنی، ناجی سخت‌افزاری
مایکروسافت، با مفهوم سخت‌افزار بیگانه نیست. البته، به‌جز برخی از لوازم جانبی ردموندی‌ها و کنسول بازی ایکس‌باکس، بسیرای از تلاش‌های آن‌ها در صنعت سخت‌افزار به شکست انجامید. به‌عنوان مثال، ویندوز فون، در صدر فهرست دستگاه‌هایی قرار دارد که عاشقان فناوری دلتنگش هستند. درنتیجه‌ی آن رخدادها،‌ مایکروسافت که شرکتی نر‌م‌افزاری محسوب می‌شود، هیچ‌گاه به‌عنوان بازیگری مهم در صنعت سخت‌افزار شناخته نشد. درمقابل، رقیبی همچون اپل، به قیمت‌گذاری بالا برای محصولات باکیفیت و البته، هماهنگی مثال‌زدنی سخت‌افزار و نرم‌افزار شهرت دارد.

شکست‌های ابتدایی سرفیس،‌ پنی را از تلاش برای رسیدن به محصول عالی،‌ باز نداشت
در دوران رایانش موبایلی که ویندوز کمتر از همیشه در مرکز رایانش قرار دارد، مایکروسافت باید روحی تازه به بازار کامپیوترهای شخصی می‌دمید. این روح تازه، تنها با سخت‌افزارهایی حرفه‌ای ایجاد می‌شد که توانایی رقابت با کامپیوترهای مک و مک‌بوک‌ها را داشتند. چنین دستاوردی، قطعا آسان نبود. تیم سرفیس که تحت مدیریت پانس پنی فعالیت می‌کرد، مسئولیت ساخت دستگاهی را داشت که به بهترین نحو، نشان‌دهنده‌ی هماهنگی سخت‌افزار با ویندوز باشد و دیگر تولید‌کننده‌ها نیز بتوانند از آن الهام بگیرند. در نتیجه‌ی آن برنامه، «تبلتی معرفی شد که می‌توانست جایگزین لپ‌تاپ شود». به‌علاوه، عرضه‌ی قلم هوشمند و کیبورد قابل جدا شدن نیز آن روند را تکمیل کرد.

پانوس پنیدو نسخه‌ی اول از محصولات سرفیس، شکست‌های بزرگی بودند که میلیاردها دلار خسارت را برای مایکروسافت به‌همراه داشتند. پنی به فعالیت جدی خود برای بهبود دستگاه‌ها ادامه داد و تا سرفیس پرو ۳، به هدف نهایی خود یعنی هماهنگی نرم‌افزار و سخت‌افزار رسید. او با همکاری تیم OneNote در مراسم رونمایی از سرفیس پرو ۳، تمرکز بالایی روی هماهنگی سخت‌‌افزار و نرم‌افزار حاصل داشت که به‌نوعی یک گروه کامل با حضور سرفیس پرو، وان‌نوت و قلم استایلوس سرفیس پن تشکیل می‌دادند.

موفقیت سرفیس نه‌تنها نشان‌دهنده‌ی تلاش خستگی‌ناپذیر پنی و مدیریت خوب او،‌ بلکه نتیجه‌ای از همکاری همه‌ی بخش‌های مایکروسافت، برای رسیدن به حداکثر هماهنگی نرم‌افزاری و سخت‌افزاری بود. آن موفقیت باعث شد تا دیگر تولیدکننده‌های بازار، به عرضه‌ی محصولات ۲ در یک تشویق شوند که در دوران رکود کامپیوترهای شخصی، یکی از رو‌به‌رشدترین شاخه‌های بازار رایانش محسوب می‌شود.

اکوسیستم سرفیس،‌ امروز نمادی از محصولات مخصوص کاربر مایکروسافت شده است
اکوسیستم سرفیس متشکل از محصولاتی با پیشوند سرفیس و نام‌هایی همچون لپ‌تاپ، پرو، گو، استودیو، دایال و هدفون است که امروز به‌نوعی یک برند قابل احترام در صنعت محسوب می‌شود. برندی که مایکروسافت از آن استفاده کرد تا اشکال جدیدی از محصول را در سال‌های گذشته به صنعت معرفی کند. پنی امروز به‌ فردی محبوب در میان عاشقان مایکروسافت بدل شده که دستاوردها، اشتیاق و سبک ارائه‌ی محصولش، مثال‌زدنی است.

الکس کیپمن، ترکیب‌کننده‌ی واقعیت‌ها
کیپمن، مدیری بلندپرواز در مایکروسافت است که چشم‌اندازی خاص برای رایانش دارد. از نظر او، وقتی کاربران به یک صفحه‌ی نمایش محدود نباشند، مفهوم رایانش تأثیرگذاری بیشتری پیدا می‌کند. چنین رویکردی، پایه‌های اولیه‌ی شهرت او را با محصول انقلابی کینکت بنا کرد. اگرچه کینکت هیچ‌گاه به‌ موفقیت مورد نظر او و مایکروسافت نرسید، چشم‌انداز و تلاش‌های کیپمن برای ساختارشکنی در دنیای رایانش، متوقف نشد.

الکس کیپمن

هولولنز، کامیپوتر پوشیدنی و قابل حمل کیپمن است که ابتدا برای کاربردهای مخصوص بازی طراحی شد. پس از آنکه نادلا به این نتیجه رسید که واقعیت ترکیبی، ظرفیت‌های بالایی برای کاربردهای رایانش دارد، کیپمن نیز به‌مرور شهرت بیشتری در برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های ردموندی‌ها پیدا کرد. نادلا،‌ مانند رقبایش همچون فیسبوک، اپل و گوگل، آینده‌ی رایانش را در شرکتش بر مبنای واقعیت افزوده طرح‌ریزی کرد. کیپمن در آن زمان با اشاره به آینده‌ای بدون صفحات نمایش گفته بود: «گوشی‌های هوشمند مرده‌اند و مردم هنوز این حقیقت را نمی‌دانند».

ایده‌های دیوانه‌وار کیپمن، شاید آینده‌ی مایکروسافت را شکل دهند
کیپمن ایده‌پردازی و آینده‌نگری خود را به‌خوبی تشریح می‌کند. او می‌گوید «باید تلاش کنیم تا ۱۰ برابر بهتر از هر رقیبی باشیم. در نتیجه‌ی آن تلاش، قطعا ۱۰ برابر بودن منجر به آن می‌شود که مردم شما را درک نکنند». کیپمن می‌گوید واکنش همچون «تو دیوانه هستی»، دربرابر یک ایده، بهتر از واکنش «ایده‌ی خوبی است» خواهد بود. او در ادامه‌ی صحبت‌های خود می‌گوید فردی که قصد دارد ایده‌ای بلندپروازانه را برای دیگران توضیح دهد،‌ باید استعداد بالایی نیز در داستان‌گویی داشته باشد. به‌همین دلیل، خود او در خط مقدم روایت مایکروسافت از هولولنز قرار دارد.

مدیر بخش هولولنز مایکروسافت، برای تعریف روند پیشرفت و ساخت محصول خود، همیشه در حال تعریف کردن داستان‌های جذاب است. او به‌مرور روایت‌ها، اهداف و نوآوری‌های مورد نظرش در اکوسیستم واقعیت ترکیبی را عرضه می‌کند و اعتقاد دارد این سبک، برای جا انداختن مفهومی بلندپروازانه در ذهن دیگران، مفید واقع خواهد شد. درباره‌ی جدیدترین دستاورد بخش هولولنز مایکروسافت باید بدانید که hololens 2 در نمایشگاه MWC 2019 معرفی خواهد شد.

الکس کیپمن

پنی و کیپمن، اسلحه‌های مخفی مایکروسافت
پانوس پنی قطعا فردی بود که بار دیگر، کامپیوترهای شخصی را به زمینه‌ی برتری شرکتی تبدیل کرد که وابستگی بالایی به کامپیوترهای ویندوزی داشت. سرفیس، خلاقیت را در میان شرکت‌های همکار در حوزه‌ی سخت‌افزار افزایش داد و تیم ویندوز، سیستم‌عامل خود را به‌گونه‌ای تکامل بخشید که با زمینه‌های جدید تجربه‌ی کاربری، حداکثر هماهنگی را داشته باشد. هماهنگی‌هایی که شامل اضافه کردن قابلیت‌هایی همچون به‌کارگیری قلم یا تبدیل شدن ویندوز به هابی برای هماهنگی اندروید و iOS شد. سرفیس، نمادی از وضعیت امروزی مایکروسافت است و در را برای آینده‌ی نوآورانه‌ای که پنی و دیگران برای مایکروسافت در نظر دارند، باز کرد.

هولولنز و فناوری واقعیت ترکیبی، به‌مرور در زمینه‌هایی همچون کاربردهای تجاری، آموزش، دولتی و بخش خصوصی محبوبیت خود را افزایش می‌دهد. البته، هنوز ابزار گرانی محسوب می‌شود و کاربردها، زیرساخت‌های کلی و ابزارهای مخصوص توسعه‌دهنده‌ها در آن، به بلوغ لازم برای ارائه در بازارهای عمومی نرسیده‌اند. اگر واقعیت ترکیبی به آینده‌ی دنیای رایانش بدل شود، فعالیت‌های کیپمن، سرمایه‌گذاری‌های سالانه‌ی مایکروسافت روی آن‌ها و ورود به‌عنوان اولین بازیگر بازار، آینده‌ی درخشانی را برای ردموندی‌ها رقم می‌زند. در آن زمان،‌ کیپمن که برخی هنوز ایده‌های او را دیوا‌نه‌وار می‌خوانند، به قهرمانی تبدیل می‌شود که داستان موفقیت مایکروسافت را تعریف می‌کند.

 

منبع : زومیت